کرگدن آبی

آن‌چنان دیوانگی بگْسست بند
که همه دیوانگان پندم دهند

طبقه بندی موضوعی

نجابت مزاج

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۲۷ ب.ظ

هیچ نویسنده و شاعر بزرگی را سراغ ندارم که در شرح حالش نوشته باشند «وی نوشتن را با توالت‌نویسی آغاز کرد».


این عکس از پشتِ درِ یکی از توالت‌های عمومی در سفر اخیر گرفته شده. همچنین این و این.

  • کرگدن آبی

نظرها (۲۱)

  • ماهان هاشمی
  • خُب، خداوکیلی از اینایی که این افاضات رو نوشتن، چه جوری میشه شاعر و نویسنده بزرگ در بیاد؟! :)))
    پاسخ:
    سؤال منم همین بود.
  • آناهــیــ ـــتا
  • اونی که نوشته دوماه مونده تا پایان خدمت... مثلا چند سال دیگه دوباره گذرش به اینجا بیوفته و ببینه اینو..
    پاسخ:
    درسته ولی من چه گناهی کردم که باید تاریخ پایان خدمت اونو بخونم؟
    :)) بسیار عالیــــــ
    نمونه ای از این هنر رو هم پشت صندلی های آمفی تئاتر دانشگاه میشه دید، که من در تمام مدت به خاطر رودربایستی با کناریم نمیدونستم کجا رو نگاه کنم به جز روبه روم!!
    پاسخ:
    یکی دیگه شعر نوشته، تو رودربایستی داری؟
    اون لامصب به سبک اجدادمون نقاشی کشیده !
    پاسخ:
    تن اجدادمونو در گور نلرزون.
    خداوندا !!! :))))))))))
    نمیدونم بخندم یا گریه کنم !
    هلاک اونی شدم که نوشته لایک ، شکلشم با حوصله کشیده ! :)))
    این عزیزان گویا سفتی مزاج داشتن !
    پاسخ:
    ببین چقدر حوصله داشته که لوگو زده واسش.
    من موندم بعضی پسرا چطور رو در سرویس های زنونه هم مینویسن سواله واقعا
    پاسخ:
    چی می‌نویسن؟
    یه مشت دیوونه دور هم شدیم بعد تشکیل جامعه دادیم...یه سری ها هم که مریض های روانی...
    واقعا...میرن مستراح ب*ر*ی*نن یا ابراز وجود و احوال کنن
    پاسخ:
    توی شرایط پر از استرسِ یک توالت عمومی چطور می‌تونن بنویسن اصلن.
    دستشویی زنانه اینارو نداره. به جاش اینا رو داره:  شماره پسر، عکس چشم یا خرس عروسکی یا نخل. شعر عاشقانه با خط عجیب غریب کش دار!! اول اسم دو نفر با قلب. جوک های آبکی.
    به کامنتت تو وبلاگم جواب دادم ولی چون پست قدیمی بود و احتمال میدم نبینی اینجا هم مینویسم:
    رویاهامو از دست ندادم، فقط ممکنه به تعویق بیفته...
    اپلای خرجش زیاده. نمیتونم بدون آمادگی کامل ریسک کنم سرش.
    مرسی :)
    پاسخ:
    تو روح پسری که بخواد یارش رو از توی توالت به‌دست بیاره.
    چقدر حال بهم زن عقققققققققققققققق
    پاسخ:
    از توالت‌نویسی انتظار بیشتری نیست.
    چرا این بی فرهنگی ها تموم نمیشه؟!
    آخه من اون نقاشی ها رو کجای دلم بذارم؟! :دی
    پاسخ:
    هیچ چیزی خود به خود تموم نمی‌شه.
    شماره هاشونو
    اِسماشونو
    و حرفای زیر ناف
    با اسم  امضاشون
    یا کار دختراست با اسم پسرا اینکارو میکنن یا واقعا خودِ پسرا مینویسن حالا چطوری ورود میکنن به سرویس های زنونه مسئله این است
    پاسخ:
    به نظر می‌رسه هر جایی که گذر دخترها بهش بیفته، پسرها به شکلی به اونجا نفوذ می‌کنن.
    درهای توالت های عمومی رو میشه کتاب کرد حتی !
    پاسخ:
    ای بابا
    آقا شما بازنشر کردین نوشته هاشونو بدون اینکه لینک بدین به توالت عمومی مربوطه! کپی رایت چی میشه پس؟ :)
    برای منم جای سواله چجوریه که توالت های زنونه هم اقایون نفوذ کردنو ازین درو دیوار نوشته ها گذاشتن!
    اینا از نوادگان اون غارنویسهای عهد دایناسورانا !
    پاسخ:
    یکی دم در نشسته بود و ازم ۳۰۰ تومان پول گرفت بابت این سرویس‌دهی و فضای مناسبی که برای اجابت مزاج فراهم کردند.
    بین اون همه لوگوی صلیب شکسته که روزگاری نماد نازی ها بود خودنمایی میکنه ( عکس دوم )
    پاسخ:
    بله، انگار همه‌چیز در این نوشته‌ها یافت می‌شه.
    آقا اینا چی بود /: سومی رو ندیدم دیگه ! اینا هیچی نمیشن ! اه ای باباااااااااااااااااا
    پاسخ:
    اینا سیاستمدار می‌شن.
    یه سوالی برام پیش اومده! اینا از کجا خودکار و مداد گیر میارن؟! :|
    پاسخ:
    چی بگم والا :|
    بعد تو گوشی دستت بود اونجا؟ دستتُ شسته بودی یا نه؟ :))
    .
    من بیزارم از دستشویی های بین راهی تو جاده ...
    پاسخ:
    هاهاها.
    نه.
    اینقدر خنده‌دار بود که رفتم با گوشی برگشتم و عکس گرفتم.
    یه جوری نوشتی عکس و شعر که من فکر کردم قراره با چی روبرو بشم!
    گاهی اوقات فکر می کنم اینایی که این همه فحش، رو بدترین و پست ترین مکان ها می نویسند از ابتدایی ترین آدمها هستند
    پاسخ:
    فکر کنم درست فکر می‌کنی.
    بالاخره از یه جایی باید شروع کنن
    ما ایرونیای بالکل ادیب
    کاش فرهنگ تزریقی بود یا خوردنی
    می ریختند توی غذای آدم هایی که میشینند پشت درب توالت عمومی(!) نگاره می نویسند در حالی که یکی اون طرف درب داره می ترکه از فشار ...
    :)
    پاسخ:
    تزریقیش هم به‌زودی به بازار میاد.
    خاطره‌نویسی روی در توالت عمومی به مراتب بهتر از کنده‌کاری روی سنگ‌های دوران پارینه سنگی و یا روی دیوار غارهای قدیمیه!!
    طرف با هنر نداشتش ۴ تا خط کشیده مثل گوزن یه تیرانداز هم کشیده که داره شکارش میکنه زیرش نوشته پوریا ۱۳۸۹!!
    پاسخ:
    اینو موافقم باهات

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">